آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

جوجه های مامان

هفده ماهگی

سلام پسر گلم.هفده ماهگیت مصادف شده با عروسیه دایی علی. دیشب رسیدیم تهران.مامانم اینا دوشنبه اومدن.ما و خاله ها و عمه بزرگم که همراه ما بودن وپسر داییم دیروز بعد از ظهر راه افتادیم.ولی تو راه خیلی معطل کردیم آخر شب رسیدیم.خیلی خسته شدیم. عزیز دلم این ماه گذشته همش درگیر کارای عروسی بودیم.خیلی مشغله داشتم.برا همین هیچی یادم نمیمونه. ماشالا واسه خودت مردی شدی پسرم.کلمه های راحتو تکرار میکنی. هر چیز گردی ببینی میگی بوووو،حتی تابلوی راهنمایی! خیلی خودتو لوس میکنی.همش دلم میخواد بخورمت.گشنت میشه میگی مم و میای بغلم با یه حالت لوس میخندی و ذوق میکنی! قبلا میرفتم دسشویی خیلی گریه میکردی،الان بهتر شدی. ...
28 مرداد 1394

هفتمین و هشتمین مروارید

گل پسر جونم،هرچی دندون اولیاتو دیر درآوردی،بقیه رو به نسبت داری زودتر در میاری. یازده مرداد رفته بودیم خونه اهورا اینا.طفلی دستش شکسته.رفتیم عیادتش. داشتم دندوناتو به مامان اهورا نشون میدادم که متوجه چیزی شدم.ولی اجازه ندادی خوب دندوناتو نگاه کنم.روز بعد نگاه کردم دیدم دندون پایینیت از چپ از خلثت دراومده.مبارکت باشه مامانی. من همش منتظر دندون نیش بالاییت بودم. چند روز بعدشم دیدم بالاخره دندون نیش راستت از بالا یه کوچولو زده بیرون.هوووررررا. مامان جان مرواریدات مبارک باشه گلم. ولی پسرم نمیشه همش گازمون بگیری!تا غفلت کنیم چنان گازی می گیری که نگو! قربونت برم من. ...
19 مرداد 1394

اولین شهربازی رفتن آرش جونم

سلام گل پسرم.این آخر هفته مهمون داشتیم.خالمو و مامان بابایی. چند تا کارت شهربازی داشتیم گذاشته بودیم دور هم جمع شدیم بریم. پنجشنبه (هشت مرداد) شام رفتیم بیرون.بعد از شامم رفتیم شهربازی. شما اولین بارت بود که میرفتی گلم.منم چند سال بود نرفته بودم. خواستم ترافیک بچه (ماشین) سوارت کنم که بابایی اولش موافقت نکرد.یه مدت تو شهربازی گردوندمت.شما هم لی صدا تو بغلم بودی به وسایلی که میچرخیدن نگاه میکردی.رفتیم کنار سرسره آبشار.به سرم زد ببرمت.یکی از کارتارو آوردم.به کسیم نگفتم.خودمم اولین بار بود که آبشار میرفتم. گذاشتم رو سرسره وبا پاهام محکم گرفتمت.صدات در نیومد تا اومدیم پایین.بلند که شدیم شروع کردی اه اه کردن که بازم ...
10 مرداد 1394

ششمین مروارید

پسر گلی تا حالا پنج تا دندون داشتی.منتظر بودم دندون نیش سمت راستت در بیاد که دیدم دندون پایینت از سمت راست درومده!هوراااا.مبارکت باشه مامان جان. امروز صبح رفته بودیم بازار (چهار مرداد)،خاله سارا گفت آرش دندون درآورده.منم به دندون نیشت دست زدم گفتم نه در نیومده!نگو خاله دندون پایینیتو گفته!البته گفت دیروز دیدش ولی یادش رفته بود بهمون بگه. مامان جان دندون نیشتم میخواد در بیادیه کوچولو سفید شده.همین روزاس که از لثت بزنه بیرون. دوشنبه گذشته هم بردمت بهداشت.ماه پیش گفتن وزنت یازده و هفتصده،ولی اون روز گفت یازده و شیشصد!تا گذاشتمت رو ترازو شروع کردی به گریه.البته نه زیاد.یک کیلو اضافه کردی گلم.شدی دوازده و شیشصد.هوراااا.خانو...
4 مرداد 1394
1